همه وقت، همه جا، من به هر حال که باشم به تو می اندیشم...
نوشته شده توسط:صابر اذعانی | ۰۸ آذر ۱۳۹۵ - ۱۶:۵۴ | ۱۳ دیدگاه
تا کــه بودیم نبودیم کسی__شعر بسیار زیبا
نوشته شده توسط:صابر اذعانی | ۰۴ آذر ۱۳۹۵ - ۱۷:۵۲ | ۱۶ دیدگاه
یا رب ز ڪرܢܢ כری برویـܢܢ بُڪًـشـ ـ ـــا . . .
نوشته شده توسط:صابر اذعانی | ۰۵ آذر ۱۳۹۴ - ۰۱:۴۷ | ۳ دیدگاه


شعر زیبای "خواب دیدم، خواب اینکه مرده ام"
نوشته شده توسط:صابر اذعانی | ۱۴ آبان ۱۳۹۳ - ۱۴:۲۴ | ۸ دیدگاه
بزرگم کرده نام تو، شگفتا نام زیبایتــــــ ...
نوشته شده توسط:صابر اذعانی | ۱۱ آبان ۱۳۹۳ - ۱۳:۲۹ | ۶ دیدگاه




مـــــــــــــــــــــادر واژه بی انتها . . .
نوشته شده توسط:صابر اذعانی | ۰۹ مهر ۱۳۹۳ - ۰۱:۲۳ | ۱ دیدگاه
مـــــــــــــــــــــادر . . . آســــمان را گفتـــم، میتوانی آیــا بَهر یکــــ لحظه ی خیــــلی کوتاه، روح مــــــــــادر گردی؟
صاحبـــــــِ رَفعتـــــــِ دیگــــر گردی؟ ❁ ادامه شعر در ادامه مطلب ❁ ═══════════════════ ೋღ❤ღೋ ══════════════...

نقش یک مرد مرده در فالت توی فنجان مانده بر میزم خط بکش دور مرد دیگر را قهوهات را دوباره میریزم . . . ❁ ادامه شعر + لینک دانلود دکلمه در ادامه ...